English
اطلاعات تماس
 
تلفن: 88972473
نمابر: ٨٨٩٧٢٤٧٣
آدرس دبیرخانه: تهران،خیابان انقلاب، خیابان قدس، نرسیده به بلوارکشاورز، پلاک ٣٧،طبقه٦،واحد جنوبی، انجمن ارزیابی محیط زیست ایران.
پست الکترونیکی: info.iraneia@yahoo.com
کد پستی: 1417763139
آمار بازدید
پائیز و زمستان 1389
شماره 2 ترویجی

یادداشت مدیر مسئول

 

پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2045 جمعیت جهان به 9 میلیارد نفر بالغ شود. آیا کره خاکی ما می‌تواند پاسخگوی این چنین تعداد عظیمی از جمعیت باشد؟ این پرسشی است که National Geographicدر شماره ژانویه 2011 مطرح کرده است. این در حالی است که باز هم پیش‌بینی می‌شود که جمعیت جهان در سال 2011 (یعنی چند صباحی دیگر) به رقم 7 میلیارد نفر برسد. شایان یادآوری است که جمعیت جهان تا سال 1850 به رقم یک میلیارد نفر رسید. یعنی از 10500 سال پیش که ایرانیان گوسفند را اهلی کردند و اولین حرفه کاربری سرزمین یعنی دامداری را در جهان پایه‌گذاری کردند، تقریباً 11 هزار سال طول کشید که جمعیت ما به یک میلیارد نفر برسد. اما در عرض 166 سال ما این رقم را 7 برابر می‌کنیم. اگر پرسش این است که کره خاکی ما که در سال 2045 جمعیت آن 9 میلیارد نفر خواهد شد پاسخگوی نیازهای جمعیت ساکن خود خواهد بود یا نه باید تأملی کرد و این پرسش را هم اکنون مطرح کرد که آیا با این همه خرابی، فروافت و آشفتگی که محیط‌زیست جهان ما را تهدید می‌کنند، آیا رقم 7 میلیارد زنگ هشداری نیست که برخی از کشورها دارند برنامه‌های تنظیم خانواده را (که در کند کردن افزایش جمعیت مؤثر بود) با تشویق برای افزایش جمعیت جایگزین می‌کنند؟ اینهمه تخریب، فقر، گرسنگی جهانی و ملی کافی نیست؟

اما من امیدوارم که با پیشرفت‌های علمی و فناوری که انسان هزاره سوم در دانش محیط‌زیست از آن برخوردار شده است، بتواند هم بر مشکل اضافه بار جمعیت با کند کردن روند آن فائق آید و هم از فروافت و آشفتگی محیط‌زیست در پهنه‌هایی پیشگیری و در جاهایی جلوگیری کند و در بوم‌هایی به بهسازی بپردازد. زیرا هم اکنون که به افتخار بازنشستگی رسیده‌ام می‌پندارم که:

 

امید در یکی مرده در دیگری خفته                                     امید در پاره ای بیدار اما در بسیاری زنده

 

با امید پیروزی و بهکامی و خشنودی در سال نو برای تمامی اعضای انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران و ایرانیان همواره زنده به امید، سال خوشی برایتان از درگاه خداوند بخشنده و مهربان آرزو دارم.

 

مجید مخدوم

 

به نام خدا

 

سخن سردبیر

امروزه، بیشتر پژوهشگران و علاقمندان محیط‌زیست بر این باورند که وسعت و شدت اثرات فعالیت‌های انسان بر پهنه خاک جدی است و در مقیاسی فراتر از تجربه‌های گذشته زمین در حال رخ دادن است. از این‌روست که سازمان‌ها، نهادها و گروه‌های مرتبط و علاقمند به موضوع محیط‌زیست در سراسر جهان فعالیت‌های خود را در سطوح تخصصی، نیمه تخصصی و عمومی شدت بخشیده‌اند، به این امید که با تغییر در خط‌مشی‌های محیط‌زیستی و آگاهی فزاینده عمومی، طبیعتی درخورتر برای نسل‌های کنونی و آینده رقم زنند.

در خصوص چگونگی رابطه نهادهای مؤثر بر محیط‌زیست و توسعه آن و استفاده‌کنندگان از هر دو بخش محیط طبیعی و توسعه یافته سخن بسیار رفته است و در واقع این موضوع تا حدی در قلمرو اخلاق حرفه‌ای قرار می‌گیرد. شناسایی این رابطه و چگونگی تعامل متخصصان و مردم می‌تواند یکی از حلقه‌های گمشده بهبود محیط زیستمان باشد. آلدولیوپولد معتقد است که پس از سده‌ها برخورد میان ملت‌ها که منجر به شناسایی راه‌های گفتگوی سازنده میان مردم جهان شده، حال نوبت آن است که انسان چگونگی سخن گفتن با طبیعت و سخن شنیدن از آن را بیاموزد و توسعه دهد. به زعم لیوپولددليل اينكه تاكنون حفاظت از محیط‌زیست به موضوع اين رفتارها نرسيده، اين است كه فلسفه، اخلاق و اعتقادات ما با آن روبرو نشده و گفتگويي ميان آنها صورت نگرفته است. به عبارت ديگر، در سطح عام، زمان و فرصت کافي براي مردم در خصوص تفکر و تنظيم نحوه ارتباطشان با طبيعت و اجزاي آن فراهم نيامده است و در سطح متخصصان نیز تمرکز بر مباحث میان بخشی و در سطوح مختلف آن کم رنگ بوده است.

ما معتقدیم که هم اکنون زمان تلاش برای حل مسئله بسط وجدان اجتماعي از سطح مردم: مردم به سطح مردم: سرزمين: مردم است. نهادهای مسئول حفاظت محیط‌زیست نقشی اساسی در حل این مسئله می‌توانند ایفاء کرد. اگر امروزه نهادهای توسعه‌دهنده سرزمین با نصب آگهی و تابلوها مردم را از زمان پایان یافتن طرح‌های توسعه آگاه می‌سازند، همین روش می‌تواند توسط سازمان‌های محیط‌زیستی اتخاذ شود. چه خوب است سازمان محیط‌زیست و دیگر نهادهای محیط‌زیستی مسول حفظ و ارتقاء آن با نصب آگهی‌های به روز شونده به آگاه‌سازی مردم بپردازند. مقایسه سالی که گذشت با سال‌های پیشین در خصوص علایم حیاتی محیط‌زیست کشورمان از ارزش خاصی برخوردار خواهد بود. روند آلودگی‌های هوا، آب، خاک و آلودگی صوتی و زیبایی شناختی و فرسایش خاک، تخریب محیط‌های طبیعی، نابودی گونه‌ها و نظیر آن در محیط‌های شهری و طبیعی‌تر، می‌تواند جزو دسته اطلاعاتی باشد که برای مردم ارزشمند و هم زمان مسئولیت آور است. برای پرداختن به چهره‌ای امیدوارکننده‌تر، روند دستیابی به اهداف کاهش در آلودگی‌های مختلف، جلوگیری از فرسایش خاک و تخریب محیط‌های طبیعی، کند نمودن روند نابودی گونه‌ها، افزایش تعداد مناطق حفاظتی، تالاب‌های بین‌المللی، رهانیدن گونه‌ها از ورطه انقراض و سایر اهداف کوتاه و میان مدت حفاظت و ارتقاء محیط‌زیست برای مردم بسیار شورانگیز و انرژی‌بخش خواهد بود.

مشخص نمودن اهداف حفاظت از محیط‌زیست به شکلی روشن و واضح و قابل دستیابی و نیز نشان دادن روند رو به رشد و مثبت آن‌ها گامی بزرگ در حل بسیاری از مشکلات محیط‌زیستی کنونی است. تغییر در رفتار ترافیکی و رانندگی در چند سال اخیر بسیار قابل توجه بوده است که خود گواه اثربخشی تبلیغات و آموزش‌های عام و ساده است. همین الگو اگر به روش مناسب برای فرهنگ‌سازی حفاظت از محیط پیرامون ما انجام شود می‌تواند اثرات مفیدی به دنبال داشته باشد. نصب تابلوهای محیط‌زیستی آگاهی‌دهنده مردم یکی از ابزارهای فرهنگ‌سازی در زمینه یاد شده است. 

 

عبدالرسول سلمان ماهینی 

 

 

محیطزیست یکپارچه (1)و بودجههای تکهتکه

حمید فراهانی راد

  1. در سه دهه آخر قرن گذشته، پارادایم محیط‌زیست از زیستی–اکولوژیک به زیستی–اکولوژیک- وابسته به اجتماع (2) ارتقاء یافت. وابسته به اجتماع، به مفهوم گسترده امور اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی و سیاسی می‌باشد. چنین تحولی در چارچوب تحول پارادایم توسعه صورت گرفت که موجب پیدایش الگوی توسعه پایدار شد. از ارکان پارادایم توسعه پایدار، یکپارچگی و کل‌نگری ( 3‌) به موضوعات توسعه‌ای و حفاظتی است. چنین تغییری ناشی از کم اثری و عقب‌ماندگی رویکردهای بخشی بود که قادر به حل مسائل توسعه و حفاظت نمی‌شوند.
  2. یکپارچگی و کل‌نگری در محیط‌زیست، انطباق بسیار زیادی با واقعیت پدیده‌ها و روابط محیط‌زیستی در زیست‌بوم‌ها دارد. بدین معنی که روابط متقابل حوزه‌های زیستی، اکولوژیکی و اجتماعی با هم دیده می‌شوند. نتیجه چنین رویکردی، شناخت صحیح‌تر، تصمیم‌گیری (سیاستگذاری)، و اقدامات مؤثرتر می‌باشد. اما برای اینکه ثمربخشی رویکرد یاد شده تحقق یابد لازم است بخش‌های شناخت (تحقیقات و مطالعات)، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، و نهایتاً بودجه‌ریزی از آن پیروی کنند تا یکپارچگی لازم بوجود آید. در کشورمان، در دو قسمت اول (شناخت، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی) اقدامات کم و ناپیوسته‌ای صورت گرفته که شاید بهترین آنها برنامه چهارم محیط‌زیست باشد، و هنوز راه طولانی نارفته‌ای را پیش‌رو داریم. اما هدف اساسی این نوشته، این است که در مواردی نیز که تلاشی برای انجام کارهای حفاظتی یکپارچه می‌خواهد صورت گیرد، ساختار بودجه‌ریزی کشور مانع آن می‌شود.
  3. سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برنامه پنجم توسعه، طرح‌هایی را پیشنهاد نموده است. طرح جامع مديريت زيست بومي تالاب‌هاي كشور، مدیریت حیات‌وحش کشور، و تبدیل طرح کنونی حفاظت از محیط‌زیست دریایی کشور به دو طرح برای محیط‌زیست دریایی شمال و جنوب کشور از جمله آنها می‌باشند. برای بررسی بیشتر، به طرح اول، طرح جامع مديريت زيست بومي تالاب‌هاي كشور، پرداخته می‌شود. روشن است که وضعیت تالاب‌های کشور رو به وخامت گذارده و در مواردی از وخامت نیز عبور کرده است. فعالیت‌های رسمی سازمان در زمینه حفاظت از تالاب‌ها، به‌صورت محدودی در بخشی از دو دفتر و ادارات کل مرتبط صورت می‌گیرد. توانمندی‌های آنها از نظر تخصصی، گروهی و سازمانی و سیستمی در حدی نمی‌باشد که قادر به توقف روندهای فرسایشی کنونی باشند. لازم است چنین توانمندی‌ها به حدی افزایش یابند که بتوانند در سه زمینه شناخت، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی، و اجراء اثرگذاری داشته باشند.
  4. برای حفاظت از تالاب‌های کشور ضروریست اقدامات همزمان و پیوسته‌ای (یکپارچه) انجام شود. زیرا فرایندهای فرسایشی تالاب‌ها نیز تقریباً به همین صورت عمل کرده‌اند. برداشت بی‌رویه از منابع آبی تغذیه‌کننده تالاب، برداشت ناپایدار از تنوع‌زیستی تالاب، ورود آلاینده‌های مختلف که توسط گروه‌های مختلف دولتی، خصوصی، جوامع شهری و روستایی انجام شده، همان فرایندهای فرسایشی هستند. برای تخفیف و رفع این روندها لازم است از یک سو، توانمندی‌های لازم در بخش حفاظت از محیط‌زیست افزایش یابد و از سوی دیگر، از میان اقدامات مختلف، آگاهی رسانی و مشارکت اثرگذاران بر تالاب‌ها صورت گیرد تا در میان مدت ثمرات فعالیت‌ها بارز شوند.     
  5. طرح پیشنهادی برای حفاظت از تالاب‌ها که مبتنی بر تجربه موفق و راهگشای ملی ( 4) می‌باشد و هم چنین برای اجرای ماده 173 قانون برنامه پنجم است مورد تأیید قرار نگرفت. از جمله دلایل آن وجود فعالیت‌هایی در آن می‌باشد که ماهیت هزینه‌ای (جاری) دارند- هم چون توان افزایی یاد شده در بندهای پیشین و ارتقاء آگاهی و مشارکت- که می‌بایست از طرح حذف شود. اما آیا سازمان حفاظت محیط‌زیست در بودجه هزینه‌ای خود توان اعتباری لازم را برای پوشش بخش مکمل(بودجه هزینه ای) این طرح دارد؟ قطعاً خیر. چنین مشکلی تنها برای طرح پیشنهادی حفاظت از تالاب‌ها نمی‌باشد بلکه اکثر طرح‌های محیط‌زیستی چنین‌اند. چه بسا در بخش‌های دیگر نیز چنین وضعیتی وجود داشته باشد. هر چه هست، با این رویکرد بودجه‌ای که ماهیت آن به سال 1351 بر می‌گردد نمی‌توان مشکلات فزاینده محیط‌زیست کشور که بر ابعاد مختلف زندگی اثر دارند را کاهش داد و رفع کرد.
  6. ضرورت بازبینی برای ایجاد یکپارچگی بین برنامه‌ها و نظام بودجه‌بندی مدت زمانی است مطرح می‌باشد و مسئولیت مشترک دولت و مجلس است که به این امر مهم بپردازند.

 



(1) Integration

(2) Societal

(3) Holistic

(4) منظور طرح حفاظت از تالابهای ایران پروژه ای بین المللی است که در سال ششم می باشد و در پایان سال 2012 به اتمام می رسد وهنوز بصورت پایدار در سازمان حفاظت محیط زیست درنیامده است.

 

 

دانلود کامل مجله ترویجی 2